الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

323

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

بلكه بعضى تصريح مىكنند كه قالب مثالى در باطن بدن هر انسانى هست ، منتها به هنگام مرگ و آغاز زندگى برزخى جدا مىشود و گاه در همين زندگى مادى دنيا نيز امكان جدايى - چنان كه گفتيم - براى او حاصل مىشود . حال اگر تمام اين مشخصات را براى قالب مثالى نپذيريم اصل مطلب را نمىتوان انكار كرد چرا كه در روايات بسيارى به آن اشاره شده و از نظر دليل عقل نيز هيچگونه مانعى ندارد . ضمنا از آنچه گفتيم پاسخ اين ايراد روشن شد كه بعضى مىگويند : اعتقاد به جسد مثالى مستلزم اعتقاد به مساله تناسخ است ، چرا كه تناسخ چيزى جز اين نيست كه روح واحد منتقل به جسمهاى متعدد گردد . جواب اين ايراد را مرحوم « شيخ بهايى » به طرز روشنى بيان كرده است ، او مىگويد : تناسخى كه همه مسلمانان اتفاق بر بطلان آن دارند اين است كه روح بعد از ويرانى اين بدن به بدن ديگرى در همين عالم بازگردد ، اما تعلق روح به بدن مثالى در « جهان برزخ » تا قيام قيامت كه باز به بدنهاى نخستين به فرمان خدا بر مىگردد هيچگونه ارتباطى به تناسخ ندارد ، و اگر مىبينيد ما تناسخ را شديدا انكار كرده و معتقدان آن را تكفير مىكنيم به خاطر آن است كه آنها قائل به ازلى بودن ارواح و انتقال دائمى آنها از بدنى به بدن ديگرند و معاد جسمانى را در جهان ديگر به كلى منكرند ( 1 ) . و اگر همانطور كه بعضى گفته‌اند قالب مثالى در باطن همين بدن مادى باشد پاسخ مساله تناسخ روشنتر مىشود ، زيرا روح از قالب خود به قالب ديگرى منتقل نشده بلكه بعضى از قالبهاى خود را رها ساخته و با ديگرى ادامه حيات برزخى داده است .

--> ( 1 ) بحار الانوار ج 6 ص 277 .